تبليغاتX
من هیچ کس نیستم ... شما ؟
جمعه سی و یکم خرداد 1387
 

براي مدتها نبودن و ننوشتن عذري ندارم ...

(۱)

برگشته و سوغات به ارمغان آورده
يك عالمه بال از آسمان  آورده

پر بود هميشه كوله بارش از عشق
اين بار كمي بوسه‌ي ناگهان آورده

«13:20 جمعه 31 خرداد 1387 خورشيدي»

 

(۲)

انقدر مرا خانه تكاني نكنيد
با عشق عليه من تباني نكنيد

من چشم به اين فاصله‌ها دوخته‌ام
چشمان مرا ته استكاني نكنيد

«15:06 جمعه 31 خرداد 1387 خورشيدي»

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:56 بعد از ظهر  توسط امیر نام آور  | 

~ ~ ~
چهارشنبه یکم اسفند 1386
 

مرا نديده بگيريد و بگذريد از من
كه جز ملال نصيبي نمي بريد از من

زمين سوخته ام نااميد و بي بركت
كه جز مراتع نفرت نمي چريد از من

خدا به نيمه اي از خويش و نيمي از ابليس
در آن سپيده چه معجوني آفريد از من؟

عجب كه راه نفس بسته ايد بر من و باز
در انتظار نفس هاي ديگريد از من

خران به قيمت جان جار مي زنيد اما
بهار را به پشيزي نمي خريد از من

شما هر آينه آيينه ايد و من همه آه
عجب نيست كز اينسان مكدريد از من

نه در تبري من نيز بيم رسوايي است
به لب مباد كه نامي بياوريد از من

و گر فرو بنشيند ز خون من عطشي
چه جاي واهمه تيغ از شما وريد از من

چه پيك لايق پيغمبري به سوي شماست؟
شما كه قاصد صد شانه بر سريد از من

برايتان چه بگويم زياده بانوي من
شما كه با غم من آشناتريد از من ...!

<حسین منزوی>

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:36 قبل از ظهر  توسط امیر نام آور  | 

~ ~ ~
یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386
 

به تو می اندیشم

                    پس هستم ...

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:7 قبل از ظهر  توسط امیر نام آور  | 

~ ~ ~
شنبه دوازدهم آبان 1386

 

ديگر برای از تو سرودن غزل کم است

تلميح و استعاره و ضرب المثل كم است

 

از من نخواه بنده‌ي خوب خدا شوم

ديگر خدا و لات و عُزی و هُبل کم است

 

تاريخ هم معطل ثبت تو مانده است

وقتي براي از تو نوشتن ازل کم است

 

من معتقد به جبر حضور توام ... هنوز

در جبر و اختيار تو بحث و جدل كم است

 

تلخ است و شور طعم دهانم بدون تو

يك حبه لب بيار كه شهد عسل كم است

 

رويم نمي‌شود...، به چه رويي بگويمت ؟!

آغوش‌ٍتنگ و بوسه‌ي داغ و بغل كم است

 

از اظطرابِ اينكه بميرم اگر بِري ...

رنگم پريده، طاقت و صبر اجل كم است !

 

سهل است و ممتنع كه شبيه غزل شوي !

 اما برای از تو سرودن غزل کم است...

..............................

 

«۱۸دقيقه بامداد دوازدهم آبان ماه ۱۳۸۶ خورشیدی»

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:33 قبل از ظهر  توسط امیر نام آور  | 

~ ~ ~
شنبه هفدهم شهریور 1386
 

براي تويي كه نمي شناسمت ...

 

 آه! نيمه ي شرقي من! باز تو هستي که از فلات مسندنشينان پيامبران مي آيي...تو مادر نخستين کبوتران که زادگاهشان ييلاقهاي زيتون است نيستي؟.....من...من...من از اسارت ميله هاي غربت نگريخته ام و تلالو نگاه هايم آيينه هاي فرو ريخته ي آرزوست....گويا پرنده اي بازمانده از قافله‌ي اساطيرم؛يا آبگينه اي که در آستان اسکندر فرو ريخته است يا شايد نگين پيروزه اي هستم که در نبرد خندق سلمان را به ياد نياکان انداخت...


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:48 بعد از ظهر  توسط امیر نام آور  | 

~ ~ ~
جمعه دوم شهریور 1386
 

۱. این روزها دلم برای خودم خیلی تنگ است اما هر چه خودم را می جویم نمی یابم ...


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:7 بعد از ظهر  توسط امیر نام آور  | 

~ ~ ~
چهارشنبه دهم مرداد 1386
 

امشب جشن تولد کوچکی دارم ...

 


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:46 قبل از ظهر  توسط امیر نام آور  | 

~ ~ ~
جمعه پانزدهم تیر 1386

 

اندكي آن طرف تر از موهات

روي بالشتِ نرمِ بازوهات

 

سرنوشت مرا رقــــم مي‌زد

دست هايِ بلند گيسوهات

 

و تو بوی گلاب می دادی

توی خوابم، قسم به شب بوهات

 

*************

قَسم ات می دهم ، به تنهایی

به سفر : عادتِ پرستوهات

 

و به عشقی که مادرم می گفت

پر شده در هلال ابروهات :

 

نرو از پيش من كه در نمي‌آيد

دستم از حلقه ی النگوهات !

 

آن دو دستي كه مثل يك پيچك

حلقه مي زد به دور بازوهات

 

دست من را بگير و با من باش

و بگو : "قوتي كه زانوهات

 

دارد از شور عشق من است"

و مرا هدیه کن به پهلوهات ...

 

من به اعجاز عشق خوشبین ام

آن چنان که تویی به جادوهات

 

« 15 دقیقه بامداد 15 تیر ماه 1386 خورشیدی »

 


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:25 قبل از ظهر  توسط امیر نام آور  | 

~ ~ ~
دوشنبه یازدهم تیر 1386
 

پلکهایت را که می بندی

دنیا تمام می شود ...

و لبهایت را که می گشایی

تمام دنیا می شوی ...

کاش شبها

آنسوی پلکهایت باشم

و روزها

این سوی لبهایت ...

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:32 قبل از ظهر  توسط امیر نام آور  | 

~ ~ ~
چهارشنبه ششم تیر 1386
 

جلسه نقد کتاب عطر تند نارنج- مجموعه غزلهای سیامک بهرام پرور غزل سرای توانای معاصر و شاعر برگزیده ششمین کنگره شعر و قصه جوان کشور را از دست ندهید.


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 6:51 بعد از ظهر  توسط امیر نام آور  | 

~ ~ ~